پیشینیه
حسن اشتری
هوای ابری، صدای رعد و برق، صدای زنگولۀ
احشام، صدای
پرندگان، صدای
گوسفندان، صدای
ملایم نواختن سرنا.
پدر میخواهد
گله را به آغل
برگرداند ...
پدر: (با
صدای بلند) پورکان دور زنید، گله را
برگردانید سوی آغل،
گرد هم آیید. تندران بسیار است.
پسر: آی برگردید، میرویم سرای
مام.
صدای رعد و برق، پسر با
تفکر از پدر میپرسد ...
پسر: پدرم این چه دوران است که ما هستیم در آن؟
پدر: پورکم، ما
هزاران سال پیشتر هستیم، جنب
کاشان، مرکز
دوران و سامان،
پس ما خواهد آمد بس
هزاران.
صدای دهل کُند نواخته میشود.
پسر: پدرم .... از پس ما، که توان شد پیشوای این دیار؟
پدر: پورکم، جمشید، کوروش و همۀ آنان که ...
پسر: یعنی فرزندان ما؟ یعنی در استان ما؟
پدر: یعنی ایران ... یعنی ایران.
صدای دلانگیز دهل و سرنا بلند میشود، صدای پرندگان، صدای شُرشُر
آب.
پهنۀ پاک
ای خاک پاک یزدان، ای کهنه خاک تاریخ، ای تارک تمدن
هفت هزار سال تاریخ مانده در سینۀ تو
در هزاران سال پیش، آریاها آمدند سوی
بهشت
در همین خاک که نامش بوده ایران ... بوده ایران
آفتاب
زرنگار پاک خاور
جلوهها افزود بر نگین عالم
ای دیار شهریاران،
سرفرازان و دلیران
این همه ایلها را مادر تویی
در پرتو دامان تو، آباد شد آستانها
گنج منشور ملل از کوروشت مانده به جا
مردم آزادهات، شهرهای پرشکوهت
یادگاران مانده بس
اصفهان نصف جهان و شیراز کل جهان
ای که آباد تویی، ای که آزاد تویی
آستان
چهار فصل و شب تیرۀ کویر
در هزار و یک شبت، نوروزت
دامان پر گل و پرمهر و ماهت
سبز و خرم همه جا گسترده است.
زهره و ماه هم حسادت میبرند
بر چشم سیاه و مشکی موی زنانت
از دماوند تا دنا از سهند تا تفتان
از سرخس بازرگان آبادان تا چاهبهار
از خزر تا خلیج پارس
ای که داری شیران بسیار
عاشقان جان برکفان
دشمنستیزان و جوان
آذری اصفهانی
کرمانی تهرانی بختیاری
مشهدی تبری گیلانی
همدان لاوانی
کازرون قشقایی کاشمری
گرگانی یزدی و قوچانی
ابوموسی زاهدان
ترکمن زنجانی تتگسیری
ایلامی کلهری سنجابی
عرب و کرد ولر و تربتی سمنانی قشمی و بوکانی شاهسون جلفایی
قصرشیرین قاینی
سنقری لنجانی بلوچ و
بیجاری خنجی و شیروانی
شهرکرد لاهیجی بمی و نیریزی تفتی و قیداری دهلران مینابی
بندر عباس آملی
تاتی و تیرونی گنبد و
نایینی کرجی دارابی
طبس و کویرلوت
سراوان سوسنگرد اراکی
خوانساری بویراحمد تالشی
نایینی چالوسی
بیرجند و جهرمی سرابی شاهرودی
مهاباد کاشانی
تنکابن هشتگرد
مراغه اسکویی شادگان ممبینی شوشتری دامغانی
سبزوار تبریزی
بروجرد میاندوآب الیگودرز اهری قزوینی اهوازی
همه یکدل یکزبان
همهاند ایرانی
همه گُردان و یلان
همه هستند سروهای سرفراز
همه هستند پرخروش چون کارون
همه هستند استوار چون البرز
همه هستند تشنۀ فرمان تو
تشنه جاندادن در راه تو
همه جا ما هستیم، همه گاه
آمادهایم
سوگند به خاکت مادرم
سوگند به دست و گردنم
دست نهیم در دست هم
حلقه زنیم دور و برت
ره ندهیم به غیر خود
تیر زنیم برچشم و قلب دشمنت
همچو شاهین همچو شیر
پاس داریم مرز و بومت
اسطورۀ استخر و شوش، ای با
شکوه و بینظیر
میفرازیم پرچمت سرتاسر ایران زمین
تورنتو - حسن اشتری
۱۳۸۷/۰۵/۱۶